X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 4 خرداد 1388

سلام 

خوبید  

بالاخره بعد از مدتها کار کردن روی خودم اجازه هیچ غم و غصه ای رو به داخل شدن در حریم زندگیم ندادمو الانم خیلی بهترم.....پنشنبه با هم بودیم من میخاستم با بچه ها بریم پارک ملت..عشقم هم خونمون بود...دیگه دانشگاه و زودتر پیچیدیم اومدیم خونه..من عجله داشتم واسه اینکه زودتر بریم..تو هم که هی می کفتی چته..یه خورده هم ناراحت بودی..اما اگه بفهمم کاری کرده بودی دیگهههههههههههههههههه........خلاصه شب ساعت نه رفتیم دیروقت اومدیم..کلا خوب بود...صب همون پنشنبه هم کوه بودم..جمشیدیه...ساعت۴ونیم بیدار شدم تا اخر شب ساعت ۲ونیم بیدار بودم..اخراش مثه جنازه بودم....خلاصه فرداش کلی پیشش بودمو کیف کردیم..شنبه که هیچ دیروز هم با هم بودیم...امروزم احتمالا بیاد ..خداکنه بیاد... 

 

خیلی خوشالم که حالم خوب شده....خدا ازت ممنونم 

فعلا