X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 بهمن 1388

چهارشنبه شب عموم می خاست بیاد دنبال مادرش ببرتش خونشون ..مرتضی زنگ زد گفت تو هم بیا ..منم که حال و حوصله نداشتم تو خونه بشینم از خدا خواسته سریع رفتم.... تا دیروز یعنی جمعه اونجا بودیم ... خوب بود بد نبود ...  

 

دیشب همم شما اومدید اونجا ..شالی که خریده بودم و سرت کرده بودی ...از پنجشنبه بهم اس ندادی منم کاری باهات نداشتم و اونجا فقط سیگار می کشیدم... 

 

ژدیروزم که اومدی تواتاق بودم اومدی تو و کلی سلام و اینا اما من اصلن جواب نمی دادم فقط با سر !!!!!!!!!!!! نمی دونممممممم 

 

یه جرکت بد هم واسه وحید پیاده کردم که خودم االان پشیمونم با اینکه خودش نبود اما اگه بفهمه من بودم زشت میشه 

 

تا بعد